کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    نمی روم قدمی راه بی اشاره دل
    که خضر راه نجات است استخاره دل
    دعای جوشن کشتی است موجه خطرش
    فتاد هرکه به دریای بیکناره دل
    کسی به کعبه مقصود ازین بیابان رفت
    که برنداشت دو چشم خود از ستاره دل
    تهی نمی شود از برگ عیش دامانش
    چو غنچه هرکه قناعت کند به پاره دل
    به خوابگاه غلط کرده ای تو از طفلی
    و گرنه محمل لیلی است گاهواره دل
    اگر ز اهل دلی آسمان مسخر توست
    که سیر چرخ بود تابع اشاره دل
    پیاده وار مکرر سپهر سرکش را
    فکنده در جلو خویش یکسواره دل
    اگر چه پرده شرم است مانع دیدار
    ز هم نمی گسلد رشته نظاره دل
    مشو ز آه شرربار عاشقان غافل
    که سینه چاک کند سنگ را شراره دل
    چنان که روشنی خانه است از روزن
    ز داغ عشق بود عیش بی شماره دل
    علاج کودک بدخو ز دایه می آید
    کجاست عشق که درمانده ام به چاره دل
    سواد هردو جهان است در سویدایش
    مپوش دیده خود صائب از نظاره دل

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha