کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ز فسانهٔ لب خامش‌که رسید مژده به‌گوش ما

    که‌سخن‌گهر شد و زدگره به‌زبان سکته خروش ما

    کله چه فتنه شکسته‌ای‌که ز حرف تیغ تبسمت

    به سحر رسانده دماغ‌گل‌، لب زخم خنده فروش ما

    نفس از ترانهٔ ساز دل چه فشاند بر سر انجمن

    که صدای قلقل شیشه شد پری جنون‌زده هوش ما

    به نگاه عبرتی آب ده زمآل جرات جستجو

    که به چشمت آبنه می‌کشدکف پای آبله‌پوش ما

    به جنونی از خم بیخودی زده‌ایم ساغر ما و من

    که هزار صبح قیامت است وکفی ز مستی جوش ما

    همه را ربوده ز دست خود اثر نوید رسیدنت

    زوداع ما چه خبر دهد به دل شکسته سروش ما

    تب شوق سجدهٔ نیستی چه‌فسون دمیده برانجمن

    که چوشمع تاقدم ازجبین همه‌سر نشسته‌به‌دوش ما

    ز نشاط محفل زندگی به چه نازد امشب منفعل

    قدحی مگربه عرق زند ز خمار خجلت دوش ما

    دگر از تعین خودسری چه‌کشیم زحمت سوختن

    که فتاد برکف پاکنون نگه چراغ خموش ما

    نرسید فطرت هیچکس به خیال بیدل و معنی‌اش

    همه‌راست بیخبری و بس‌، چه‌شعور خلق و چه‌هوش ما

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha