کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    کیم من تا سلیمان میهمان خوان من باشد؟

    دل خود می خورد موری اگر مهمان من باشد

    من و همصحبتی در خلد با زاهد، معاذالله

    که در هر جا گرانجانی بود زندان من باشد

    گر از دست تهی آتش بر آرم چون چنار از خود

    از ان خوشتر که چشمی در پی سامان من باشد

    اگر مستلزم خواری شود همت نمی خواهم

    چرا آزاده ای شرمنده احسان من باشد؟

    به مقصد می رسانم بی کشاکش راست کیشان را

    کمان چرخ اگر در قبضه فرمان من باشد

    درین کاشانه شش گوشه من آن شهد بی نیشم

    که عیش مردمان شیرین زکسر شان من باشد

    که دارد تاب آمیزش، که شادی مرگ می گردم

    خیال وصل او در خواب اگر مهمان من باشد

    ندارد غنچه دلگیر من سامان خندیدن

    اگر از زعفران خار و خس بستان من باشد

    من از اندیشه ترتیب دیوان فارغم صائب

    که لوح سینه روشندلان دیوان من باشد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha